احمد احمدى بيرجندى
38
مناقب علوى در شعر فارسى ( فارسى )
كاتبى ترشيزى ( درگذشته به سال 838 ه ) كاتبى ترشيزى ( نيشابورى ) از شاعران دورهء تيمورى است . كاتبى در انواع شعر از قصيده و غزل توانايى دارد . مثنويهاى مصنوع او به « تجنيسات » « ذو بحرين » « ذو قافيتين » و منظومههاى « حسن و عشق » « ناظر و منظور » « بهرام و گلندام » مشهور است . ديوان خطّى شاعر موجود مىباشد . « * » [ در منقبت على بن ابيطالب ( ع ) ] به چشم عقل اقاليم سبعه گنج زر است * ولى چو درنگرى اژدهاى هفت سر است به لعل و زر مرو از راه ولنگرى پيش آر * كه كوه را پس از اين سنگ مار در كمر است درون گنبد گردون به فكر كارى باش * مگرد هرزه به هرسو كه خانهء پدر است اگر فلك بودت پردهدار پردهسرا * به پردهدارى او دل منه كه پرده در است ز دال دايرهء فقر جوى دولت دين * كه هرچه هست جزين دال ، ذال الحذر است مشو حريص و زوجه رسيده با ذل باش * كه بذل ، بدرقهء سير هر نكوسير است هنر سخاست دگر جمله دست افزارند * اگر ترا به هر انگشت خويش صد هنر است سپهر را ز زر وجود ساخت حلقه به گوش * دُرِ محيط نجف كافتاب بحر و بر است امير يَمْ دل ، كان كف ، علىّ عاليقدر * كه از سحاب علومش دو كَوْن يك مَطْر است بدان شجر كه فكند ابر همّتش سايه * خيال سبز سپهرش چو دانه در ثمر است
--> ( * ) مجالس المؤمنين ، قاضى نور اللّه شوشترى ، ج 2 ، چاپ تبريز .